تبليغاتX
مهر و مهتاب

::آغازين وبلاگ::

 

درباره

بـــــــــسم الله الرحمن الرحیم
من مهتاب هستم و 17 سال دارم هدفم از ایجاد این وبلاگ گذران مثبت اوقات فراغت، و یادگیری نکاتی هر چند کوچک در زمینه وبلاگ و اینترنت و مهم تر از همه آشنا شدن و ارتباط با افرادی که برای اجتماع مفید محسوب می شوند «مثله خود شما»
از این به بعد پنج شنبه ها آپدیت می کنم موفق باشید بای بای

 

طراح قالب

طراح قالب

 

پشتيباني

  RSS 

POWERED BY
BLOGFA.COM

اولین آپ بعد از کنکور

 

بسم الله الرحمن الرحيم

دوستان مهربونم ســــــــــــــــــــــلام!

من دوباره برگشتم! امروز بعد از مدتها يادم افتاد که من هم يه وبلاگ دارم و وقتي که بيشتر فکر کردم ياد م افتاد که من از آذر ماه سال گذشته اين وبلاگ رو آپديت نکردم اما اميدوارم که من رو ببخشيد چون من تا ? اين ماه درگير امتحان کنکور بودم و بعد از اون هم مشغول استراحت به همين دليله که الان دارم آپ مي کنم.  اما آپ نکردن وبلاگ من به اين دليل نيست که شما را فراموش کردم.  راستي کسي نمي دونه که چطوري کليپ فلش (با پسوند swf.) رو مي شه آپلود کرد؟ چون من چند تا درست کردم و خيلي هم قشنگه يکي از اونها هم مربوط به برگشتن عمو پورنگه از مکه اما به دلايلي به ايشون ندادم و بعد از مدتها مي خوام که رو وبلاگم بذارم

 دفعه ي بعد يکي از اون قالب هايي رو که خودم ساختم رو مي ذارم به جاي اين قالب! اين دفعه ديگه قول مي دم هر هفته يک بار آپ کنم

از همتون ممنونم و همتون رو دوست دارم  


+ نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم مرداد 1386ساعت 9:8 توسط مهتاب | 

 سلام

 خوبين؟ خوشين؟ سلامتين؟ خب الحمدلله من هم اگه از خستگي نميرم خوبم اکثر اوقات شبها تا دير وقت بيدارم و پاي کامپيوتر دارم پروژه هام رو کامل مي کنم. خـــدا رو شکر طراحي آماتور وب سايت و وبلاگ رو با سلام و صلوات تموم کردم و به معلمم نشون دادم وقتي که ديد نزديک بود سکته کنه. بهم گفت اين رو خودت درست کردي گفتم بعله خانم کار خودمه خيلي بده؟ گفت نه اتفاقا فکر کنم بالاترين نمره رو بياره اما اين رو به سلامت تموم کرديم بقيه چي؟ منظورم سخت افزار، ويژوال بيسيک، flash،sound forge،snag it.7،premier pro رو من مي تونم تا آخر آذر ماه تموم کنم با توجه به اينکه سه روز در هفته کلاس کنکور مي ريم و پنج شنبه ها هم يک هفته در ميان ساعت هفت و نيم شب تعطيل مي شيم؟

آهان من صاحب يه پسر دائي ناز به اسم فرنام شدم شنبه وقتي که داشتم برنامه ي عمو رو نگاه مي کردم مادربزرگم از بيمارستان زنگ زد و به من گفت

ديگه کاري ندارم اين هم يه عکس ناز تقديم به شما:

قدرت بی حد خدا

بزرگنر ببینید

راستي يادم رفت از همه ي شماهايي که در پست قبلي نظر داديد سپاسگزارم


+ نوشته شده در  جمعه دهم آذر 1385ساعت 4:50 توسط مهتاب |