بچه ها سلام
ديديد گفتم پنج شنبه ها وبلاگ رو آپ مي کنم؟ امروز زياد دقت ندارم ولي باز هم آپ کردم
امروز مي خوام راجع به سه موضوع بگم
- با عمو پورنگ تلفني صحبت کردم
- بهشت زهراي تهران
- وبلاگ نوستالوژي

ديروز به محض اينکه برنامه تموم شد شماره ي استوديو رو گرفتم خط اولي يه آقاي خيلي بد اخلاق گوشي رو بداشت گفتم سلام خسته نباشد مي شه گوشي رو بديد عمو پورنگ؟ بعد انگار که از دست من کتک خورده باشه گفت نههههههههههه از ترس نزديک بود سکته کنم ولي خودم رو نباختم گفتم خب نده
بعد اون يکي خط رو گرفتم دفعه ي اول که قطع کردن اما دفعه ي دوم!!! اين آبي ها براي منه و اين قرمز ها براي همکار عمو (آدم شوخي بود)
سلام
سلام
خسته نباشيد
ممنون بفرمائيد
بي زحمت گوشي رو بديد عمو پورنگ
نه نمي شه
خواهش مي کنم
نه گفتم که نمي شه
آخه من با ايشون کار دارم
نه کارتون رو به من بگيد
من کار خصوصي دارم
ببينيد خانم من نمي تونم ممکنه مشکل پيش بياد
آقاي محترم من که خداي نکرده زبونم لال نمي خوام حرف نامربوط بزنم (اينها رو که مي گفتم آقاهه از خنده غش کرده بود)
از کجا معلوم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
وااااااااا خب من اگه مي خواستم از اين حرف ها بزنم مطمئنن با شما هم درست صحبت نمي کردم
درسته ولي من مي گم که نمي شه
پس چرا براي دوستام شد؟
اون احتمالا اشتباه شده.
يعني 20-30 نفر با هم و يهويي اشتباه شده؟
ها؟ نه شما کارتون رو به من بگيد ديگه من مي گم!
آقا قبلا هم خدمتتون عرض کردم کارم خصوصيه
ببين فکر کن من عمو پورنگ نه نه فکر کن من داداش عمو پورنگ هستم
با عرض شرمندگي بايد بگم برادر عمو تو صدا و سيما کار نمي کنه
ببينم خانم شما از تبريز زنگ مي زنيد؟
نه از تهرانم
آهان پس بچه ي تبريز هستيد
نه بخدا من بچه ي تهران هستم اصلا تا حالا تبريز نرفتم
نه شما لهجه داريد
نه کو بيا بگرد
{يه دفعه صداي خنده ي ده- پانزده نفر اومد}
بعد آقاهه شروع کرد با لهجه حرف زدن
خواهش مي کنم فارسي صحبت کنيد بياييد رو شبکه ي ملي الووووو الووووووووو
خب شما چند ساله هستيد؟
من 11 سالمه!
متولد چه سالي هستي؟ بدو بدو بدو بگو
متولد 74
کلاس چندمي ؟
پنجم دبستان
نه داري دروغ مي گي
اصلا بذاريد کتاب هام رو بگم فارسي بخوانيم و بنويسيم علوم کتاب کار هديه هاي آسمان کتاب کار و درس علوم و رياضي و قرآن
{بعد انگار داشت با عمو حرف مي زد}
ببين دختر خانم شما نمي توني به من دروغ بگي درسته صداتون 11 ساله است ولي طرز صحبت کردن شما به 16-17 ساله ها مي خوره حالا اگه راستش رو بگي من مي دم
اگه راست بگم گوشي رو مي ديد؟
بله ولي بايد راست بگي
باشه من 16 سالمه
خب خوشحال شدم با شما صحبت کردم کلي هم خنديديم حالا بفرمائيد با عمو صحبت کنيد
ممنون خدا نگه دار
حالا اين آبي ها براي من سبز ها براي عمو
الو سلام
ســــــــــــــلام عمو پورنگ
خوبي دخترم؟
ممنون شما خوب هستيد؟
عمو به سلامتي شما کي مي ريد مکه؟
من بيست و ششم مي رم
عمو تو رو خدا زود بياييد ما دلمون براي شما تنگ مي شه
دخترم دست من نيست که چهل روز طول مي کشه بعد ايشالله مي يام
باشه عمو فقط قول بده زياد تو خونه نموني هااا
چشم چشم زود مي يام
عمو من زنگ زدم که بگم براي من سفارشي دعا کنيد
چشم حتما
خواهش مي کنم چشمتون بي بلا
مچکرم
تو اينترنت منتظرتون هستم
ايشالله خدمتتون مي رسيم
از اين که تماس گرفتم معذرت مي خوام عمو خيييييييييلي گلي دوستون داريم خدا نگه دار
خواهش مي کنم ممنون خدا نگه دار
خيلي با عمو کم صحبت کردم ولي خب همين هم غنيمت بود
راستي جمعه ي هفته ي گذشته رفتيم بهشت زهرا من و مامانم و مامان بزرگم و يکي از دائي هام. رفتيم اونجا نشستيم و فاتحه خونديم بعد من و دائي ام بلند شديم و رفتيم اون طرف تر چون احساس کرديم که مامانم و مامان بزرگم مي خوام تنها باشن. رفتيم و شروع کرديم صحبت کردن که صحبت اين شد که بايد به چند جاي ديگه سر بزنيم من گفتم بريم سر مزار برادر عمو پورنگ؟ دايي ام گفت برادر عمو پورنگ؟ 
مگه تو مي دوني کجاست؟
گفتم واااا خب معلومه که مي دونم اتفاقاً چند تا قطعه اونور تره خلاصه دايي ام گفت آره من مي برمت يه فاتحه هم اونجا مي خونيم و برمي گرديم نزديک اون قطعه شديم اما من پشيمون شدم چون احساس مي کردم که عمو پورنگ اونجاست و اگه ما بريم مزاحمش مي شيم به همين خاطر ديگه اونجا نرفتيم و از راه دور فاتحه خونديم ولي من کاملا احساس مي کردم عمو پورنگ يا يکي از فاميل هاشون اونجاست 
اما موضوع سوم که در باره ي وبلاگ نوستالوژي يا همون وبلاگ عمو پورنگه! بچه ها اون دو تا وبلاگ صد درصد براي خود عمو پورنگه و توسط خودش اداره مي شه شماهايي که ادعا مي کنيد طرفدار عمو پورنگ هستيد تو رو خدا دل عمو پورنگ رو نشکونيد من براي اينکه اونجا براي عمو پورنگ دو تا دليل دارم
?.عکس ها و نوشته ها
?. متاسفانه اين دليل رو نمي تونم بگم چون از عمو پورنگ اجازه ندارم و فکر مي کنم فقط من و گلنار خبر داريم و فعلا از عمو اجازه ندارم تا بهتون بگم ولي اگه من رو به عنوان يه دوست قبول داريد دوباره بريد اونجا و اونجا رو رونق بديد و کاري هم نداشته باشيد که عمو پورنگ پشت تلفن چي مي گه اونجا جلوي همکاراش مجبوره حالا از من گفتن بود . اميدوارم از شما هم شنيدن
خوب شد وقت نداشتم انقدر نوشتم
دوستون دارم باي باي
